چوب عاشقی مو خوردم، نشکفته ببین پژمردم
من این گریه های تلخ و از تو یادگاری بردم
گاهی بغض بی فریادم، گاهی ناله ای در بادم
گاهی در دلم تصویری، گاهی می روی از یادم
من موسیقی نفرینم، پای رفتنت می شینم
تو می ری و من بعد از تو، مرگ عشقمو می بینم
ابرم که همش در تابم، بادم که فقط سرگردون
مانند کویری تشنه، دور افتاده ام از بارون
لبخند از لب من دوره، عشقت وصله ی ناجوره
مردم من از این دل تنگی، مردم من از این دل شوره
جای من سه نقطه می ره، جای تو یه خط تیره
تو میری و من می مونم، این مشق شب تقدیره

چه اشتباهی کردم که اسمتو آوردم، خوبیش اینه لا اقل واست قسم نخوردم
راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودن؟ جدا می شیم ما از هم چون خیلی ها حسودن
دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب، تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب
عکسها و هدیه هاتم می دم به یه واسطه، تا که به خیرو خوشی تموم شه این رابطه
حرفای عاشقونه همش ماله قدیمه، مثل همون حرفا که ماها به هم زدیمه
هر وعده ای که دادی به هر کسی عمل کن، غصه هاشو یه جوری با مهربونی حل کن
نذار که عشقت واسش مشکلو دردسر شه، نذار که از دست تو راهی یه سفر شه
چه وقتهایی تلف شد با تو سر قرارها، تکلیفا روشن می شه همیشه تو بهارا
گناه تو همین بود نداشتن صداقت، اما گناه من بود نکردن خیانت
سفیدیه نگاهت ناب شبیه برفه، آب می شه زودو فقط به قیمت یه حرفه
دیگه خدا نگه دار لحظه های قیمتی، منو ببخش عزیزم هر کی داره قسمتی
دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمی شه، دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمی شه
نه دیگه “دوستت دارم” محاله باورم بشه، اسم تو دیگه محاله تو دلم جا بشه
حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم، من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اینه که دیگه برو پی کار خودت، دیگه نمی خوامت لعنت به تو و اون روز تولدت
شاید اشتباه اما عاشقا دروغ می گن، آدمای مهربونو با وفا دروغ می گن
اونا که میگن تا همیشه دیونتن، بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن
اونا که میان به این بهونه ها که اومدن، از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده، به تموم آسمونا به خدا دروغ می گن
اونا که با قسمو آیه می خوان بهت بگن تا قیامت نمی شن ازت جدا دروغ می گن
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم، حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم، حیف شوقی که گفتی داره اما من ندیدم
حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم، حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب، حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو توی خواب
حیف با وفایی من، حیف عشق و اعتمادم، حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم
حیف عمرمو دقیقم، حیف هر چی که به تو گفتم، راست راسی حیف سلیقم
حیف اشک هایی که ریختم واسه تو دم سپیده، حیف احساس طلاییم، حیف این عشقو عقیده
حیف شادیم توی روزی که می گن تولدت بود، حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود
حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخورم، حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم
حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا، حیف که تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا
حیف چیزی که ندارم، حیف ذوق که نکردی، حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت، حیف اعتماد اون روز حیف فرجه ی خیانت
حیف اون شبی که گفتم پیش تو کم ستاره، حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیف چشم هایی که گفتم به تو با لب های خندون، حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیف هر چی که سپردم، حیف هر چی که نبودی، حیف تکلیفم بیا روشنش کن تو به زودی
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم، واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوسش داری، با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود، قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود
ما که رفتیم حالا تو می مونیو عشق جدید، می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدید
ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود، دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود
ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم، بیشتو هم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری، به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش، آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت، ببینم که سال دیگه کی میاد تولدت
ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده، با اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی، لا اقل می اومدی پیشم واسه ی خداحافظی
می دونم توی دلت ندارم جایی، هنوز توی قلب من جلوه ی یه خدایی

نمی دونم میاد، نمی دونم میره
نمی دونم چرا عاشقم نمی شه
نمی دونم می خواد که پیش من بیاد
پس چرا قسمتم نمی شه؟؟
نمی دونم کیم، نمی دونم کجام
نمی دونم چرا نمی میره برام
خم شده شونه هام، چرا خیسه چشام
نمی دونم چرا نمی مونه باهام
حرف دلم اینه چرا داره میره
میگه بهونه مو دیگه نمی گیره
دل داره می میره، پیش چشات گیره
می گه نگو دلت از عاشقی سیره
هر چی من راه میام، از دلم دور میشه
بگم عاشق شدم آخه مغرور می شه
از دلم دور می شه

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!).

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد . . . . .
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبریت
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سیب
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)


bebin che ghad golo ghonche dareo naz shode

Bang Bang, you shot me down
Bang Bang, I hit the ground
Bang Bang, that awful sound
Bang Bang, my baby shot me down
I was five and you were six
We rode on horses made of sticks
I wore black, you wore white
You’d would always win the fight
Seasons came and changed the time
You grew up you called me mine
I would always laugh and say
Remember when we used to play
Music played and people sang
Just for me the church bells rang
After echoes form a gun
We both vowed that we’d be one
Now you’re gone I don’t know why
Sometimes I cry
we didn’t say goodbye
we didn’t take the time to lie
Bang, bang, bang, bang, bang
Oh, I’m laying on the ground
I ain’t never going down

اگه خاکم، اگه سنگم، اگه دل تنگم
با خودم، با تو، با این فاصله می جنگم
اگه کابوس، اگه رویا، اگه بیدارم
تو رو تنها، تو رو تنها می بارم
اگه رودم با تو بودم به تو دل بستم
من از این من، من از این تو، از همه خسته ام
اگه بغضم، اگه گریه، اگه می بارم
کی می دونه سر رو ی دوش کی می ذارم
تب سرد و تب درد و من شب گرد رو
کی می دونه کی می فهمه حال این فرد رو
گل و پر پر کن عزیزم چشامو تر کن
منو باور کن عزیزم منو باور کن
آی خدای این نفسای منه سرگردون
به همون روز تولد منو برگردون

ای معشوق من ای هستی من
دستاتو بذار تو دستای من
ای خوشگل من چشم روشن من
گرمی دل و جون و تن من
وقتی پیش توام آرومه آرومم
از غم و غصه هام چیزی نمی دونم
یه جورایی یه حس خوبی بهم دست میده
انگاری که زیر نم نم بارونم
خیلی دوستت دارم می دونی
اینو از تو چشمام می خونی
وقتی نگات می کنم خودت
می فهمی می خوام که بمونی
هیچ کی و مثل تو نمی خوام
هر جایی بری منم میام
تمومه دنیا یه طرف و تویی یه طرف
من تو رو می خوام

امشب به قصه دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
“ه ا. سایه”
چون سنگها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه های سبز نوازش است
با برگ های مرده هم اغوش می کنی
گمراه تر ز روح شرابی ودیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستی ات که مرا نوش میکنی
تو دره ی بنفش غروبی که روز را
بر سینه می فشاری و خاموش میکنی
در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه از چه سیه پوش میکنی؟
“فروغ”

اگه بی تو تنهام، گوشه ای نشستم
تویی تو وجودم، بی تو با تو هستم
اگه سبز سبزم، تو هجوم پاییز
ذره ذره ی من از تو شده لبریز
ای همیشه همدم، واسه درد دل هام
عطر تو همیشه جاری تو نفس هام
ای که تار و پودم از یاد تو بی تو
با منی ولی باز دوری مثل مهتاب
بی تو با تو بودن شده شب و روزم
بی تو اما یادت با منه هنوزم
تویی توی حرف هام تویی تو نفس هام
ولی جای دستات خالیه تو دستام
من به شوق و یاد بارون موندم و پژمرده نمی شم
تشنه ی یه ترسم اما سرد و دل آزرده نمی شم
سخته وقتی تو غزل ها از من و تو واژه ای نیست
سخته بی تو با تو بودن، سخته اما چاره ای نیست